میخواهم از تو بنویسم.
از نام تو که تکیهگاه حصارهای شکسته است.
از لبان تو،
که درخت گیلاس یخزده است.
از انحنای خمیدهی مژگانات که دروغها را در سیاهی پنهان میکنند.
میخواهم انگشتانام را در موج موهایت فروبرم،
برآمدگی گلویت را لمس کنم،
با نجواهای دفن شده در آن،
که دل و زبانات را به دو رویی وامیدارد .
میخواهم
نام تو را،
با ستارهها،
باخون،
درآمیزم.
میخواهم
در درون تو بمانم،
نه در کنار تو.
محو شوم در تو،
مثل قطرههای خیس باران در شب.
شعری از هالینا پوشْویاتُوسْکا شاعر لهستانی
موسیقی پیشنهادی : فردا سراغ من بیا ...
پ.ن :
باز آسمون ابریه و بارون میاد :)
- ۰ نظر
- ۰۳ مرداد ۰۰ ، ۰۰:۳۵